Good Morning

Good Morning



- did you sleep well خوب خوابیدی؟
- did you see nice dreams خوابهای خوب دیدی؟
- lets change your diaper بیا پوشکتو عوض کنیم
- now mommy is washing your face حالا مامان داره صورتتو می شوره
- yummy, yummy, breakfast is ready for my cute baby به به صبحانه حاضره واسه کوچولوی نازم
Food preparation

- Fry eggs نیمرو درست کردن
- Bake potatoes سیب زمینی پختن
- Peel the carrots پوست کردن هویج
- Slice the carrots خُرد کردن هویج
- Stir همزدن
- Boil the chicken پختن مرغ
- Chop the onion خُرد کردن پیاز
- Grate the cheese رنده کردن پنیر
- Pour water آب ریختن
- Grease the pan روغن ریختن در ماهیتابه
- Food is ready غذا آماده است
Containers & Packaged foods
1- a bottle of soda
2- a jar of jam
3- a can of sauce
4- a carton of eggs
5- a containers of cheese
6- a box of cereal
7- a bag of flour
8- a package of cookies
9- a six-pack of soda
10- a loaf of bread
11- a roll of paper towels
12- a tube of toothpaste
Housework

Housework



استفاده از واژه ها در زبان انگلیسی گاهی بسیار حساس می شوند. در مورد واژه هایی که باید با هم به کار برده شوند، اگر درست استفاده نشوند معانی را کاملا تغییر می دهند.
در نظر داشته باشید که بر خلاف فارسی در انگلیسی، واژه های زیر را به جای هم نمیتوانیم به کار ببریم. مثلا نمیتوانیم بگوییم  wash the oven 
 یا اگر بگوییم clean the furniture دیگر منظورمان گردگیری نیست. بلکه شستن اثاثیه معنا خواهد داد. واژه های زیر را با هم مرور می کنیم:

1- Dust the furniture گردگیری لوازم خانه
2- Recycle the newspapers کنار گذاشتن روزنامه های خوانده شده برای استفاده های دیگر
3- Clean the oven تمیز کردن گاز
4- Wash the windows شستن پنجره ها
5- Sweep the floor  جارو کردن زمین (با جارو دستی)
6- Empty the wastebasket خالی کردن سطل زباله
7- Make the bed مرتب کردن تخت
8- Put away the toys جمع کردن اسباب بازیها
9- Vacuum the carpet جارو کردن فرش (با جاروبرقی)
10- Mop the floor طی کشیدن زمین
11- Polish the furniture برق انداختن اثاثیه
12- Scrub the floor شستن زمین/ سابیدن زمین
13- Wash the dishes شستن ظرفها
14- Dry the dishes خشک کردن ظرفها
15- Wipe the counter تمیز کردن کانتر
16- Change the sheets عوض کردن ملافه ها
17- Take out the garbage بیرون بردن زباله ها
Taking Bath


Are you ready for taking bath honey
عزیزم حاضری بریم حمام کنیم؟

First we should take out our clothes
اول باید لباسهامون رو در بیاریم

Now lets take out your diaper
حالا پوشکتو در بیاریم

wow, your friends are coming too
وای، دوستات هم دارن میان - در حالی که عروسکها و وسایلشو میزاریم توی وان حمومش

Now Im opening the water tab
حالا دارم شیر آب رو باز میکنم

water is coming! you see its so cool
آب داره میاد ! میبینی چقدر باحاله

 Tab the water honey!
بزن تو آب - و با دستاتون بزنین توی آب

wow shampoo is coming for washing your beautiful hair
آخ جون شامپو داره میاد تا موهای خوشگلت رو بشوره

 water, water, on my head, 
آب، آب، روی سرم - و جلوی پیشانیش رو با یک حوله بگیرید تا وقتی سرشو میشورید آب و کف توی چشمهای قشنگش نره

 now its time for washing your body, neck! very good, where are your hands?, nice, oh, look at your belly, so lovely, momy is washing your back, now its turn for washing your legs, where are your toes? nice, thnx honey
حالا وقته شستن بدنته، گردنت! خیلی خوب، دستات کجان؟ عالی، آخ شکمتو نگاه کن چه دوست داشتنیه، مامان داره پشتتو میشوره، حالا نوبته شستن پاهاته، پنجه هام کجان؟ عالی، مرسی عزیزم
- هر جایی از بدنشو که میشورید نمام ببرید و باهاش حرف بزنید و سعی کنید شستشو رو خیلی سریع انجام بدید که خسته نشه، حالا کلی وقت دارید تا با کوچولوی نازتون توی حموم بازی کنین. با اسباب بازیهاش مکالمه های قشنگ بسازید و تا میتونین باهاش حرف بزنید. اون از بازی توی وان حموم خیلی لذت میبره


Playing together

playing together


بهترین زمان صحبت با کودک در زمان بازی اوست. در این زمان کودک با عشق فراوان به کاری که انجام می دهد توجه نشان می دهد. بگذارید روش بازیش را خودش انتخاب کند. شما تنها در کنارش باشید و تا می توانید با او حرف بزنید.

come here my baby, its time for playing
بیا اینجا کوچولوی من، زمان بازیه

give that to mommyT great! now take this
اونو بده به مامان، عالیه، حالا اینو بگیر

thank you, you gave me the blue one
مرسی آبی رو بهم دادی

now I will give you the red one
حالا من قرمزه رو بهت میدم

wow what a nice doggy you have
وای چه هاپوی خوشگلی داری

do you want to feed him?
میخوای بهش غذا بدی؟

look at its wail, he is wagging his tail
دمشو نگاه کن داره تکونش میده

what else do you want to do?
دیگه چیکار دوست داری بکنی؟

جملات بسیار زیاد دیگری هم استفاده میکنیم. میتوانمی در مورد رنگها با کودک حرف بزنیم. هر شی ای که به او نشان میدهیم یا به ما میدهد را با رنگش استفاده کنید. مدام تشویقش کنید. از اینکه چیزی به شما میدهد ذوق کنید و شادیتان را به او نشان دهید. تشویقش کنید وسایلش را پخش کند، بندازد، بردارد، و در حین بازی هر کاری که او انجام می دهد را بیان کنید و به زبان آورید تا مفهوم حرکات و کاری که انجام می دهد را درک کند
Watching TV

Watching TV


حتی می توانید از زمان تماشای تلویزیون که به نظر می آید کودک هیچ توجهی به شما ندارد استفاده کنید.
در کنارش بنشینید و تصاویر هیجان انگیزی که می بینید را بیان کنید. در مورد رنگ ها و اشیا و حیواناتی که می بینید حرف بزنید و به او نشان دهید که همراهش هستید.
به عنوان مثال فرض کنید کودکتان در حال تماشای کارتون عصر یخی است

wow, look at that tiger. I love the way he roars
وای اون ببر رو نگاه کن. من عاشق نعره زدنشم

that monkey is very mean
اون میمونه خیلی بدجنسه

the water of ocean is so salty! look at Sid! he is so funny
آب اقیانوس خیلی شوره! سید رو ببین. واقعا بامزه است

Lets dance with the music
(وقتی که شعر میخونن در کارتون( بیا با آهنگش برقصیم

that is a bird in the sky
اون یه پرنده است توی آسمون

oh I do not like that act
من از اون کار خوشم نیومد

حتی می توانید حرفها یا کلماتی را که در کارتون می شنوید، تکرار کنید

مونا منتها
کارشناس ارشد زبانشناسی
To Look After

To Look After



مراقبت کردن، سرپرستی کردن، محافظت کردن
to watch, to supervise, to protect (also: to take care of, to keep an eye on)

- Grandma will look after the baby while we go to the lecture
وقتی ما به کلاس می رویم، مادربزرگ از بچه مراقبت می کند

- Who is going to take care of your house plants while you are away?
وقتی نیستید، چه کسی از گیاهان خانه تان مراقبت می کند؟

- I would appreciate it if you would keep an eye on my car while I am in the store
اگر زمانی که در فروشگاه هستم مراقب اتومبیلم باشید، از شما ممنون می شوم
Playing in the Park

Playing in the park

Have a picnic: به پیکنیک رفتن

Do you want to have a picnic today? Lets go to the park together.

میخوای بریم پیکنیک؟ بیا با هم بریم پارک

***

Bike path:
مسیر دوچرخه

Cyclist: دوچرخه سوار

Tricycle: سه چرخه

Be careful honey . This is bikes path; look around when you want to cross if there is any bike/ cyclist coming or not.

مراقب باش عزیزم. این مسیر دوچرخه است. میخوای رد بشی اطراف رو نگاه کن که دوچرخه ای/ دوچرخه سواری میاد یا نه

***

Jump rope: طناب بازی

Do you want to play with the jump rope a little?

میخوای یکم طناب بازی کنی؟

***

Pond: برکه

Look at the pond over there; lets go and feed the ducks a little.

برکه رو نگاه کن اونجا. بیا بریم یکم به اردکها غذا بدیم

***

Tennis court: زمین تنیس

Do not go there; it is tennis court and we do not have any rocket.

اونجا نرو. اونجا زمین تنیسه و ما هم راکت نداریم

***

Picnic table:میز پیکنیک

Look, that picnic table is empty. We can put our stuffs there.

نگاه کن. اون میز پیکنیک خالیه. میتونیم وسایلمون رو اونجا بزاریم.

***

Bench: نیمکت

I got tired. Lets sit a while on this bench.

من خسته شدم. بیا یه کم روی این نیمکت بشینیم.

***

Water fountain: آبخوری

Oh, at last we found the water fountain.

آخیش. بالاخره آبخوری رو پیدا کردیم.

***

Play ground: زمین بازی

Here is the playground honey. You can play as much as you want.

اینجا زمین بازیه. میتونی هرچقدر دلت میخواد بازی کنی.

***

Swing: تاب

Push the swing: تاب دادن

Do you want to sit on the swing? Let me help you. Ok now I will push the swing a little, then you go yourself.

میخوای سوار تاب بشی؟ بزار کمکت کنم. حالا یکم هلت میدم بد خودت برو

***

Slide: سُرسُره

Please becareful honey when you are sliding.

عزیزم لطفا مراقب باش وقتی داری سُر می خوری

***

Climbing apparatus: نردبانها و مسیرهایی که برای بچه ها کنار سُرسُره هست تا بالا بروند

Climb on the bars: بالا رفتن از میله ها

Please do not climb the apparatus; that is dangerous for you. The other bars are more safe. Please climb them on.

لطفا از اون میله ها بالا نرو. واسه شما خطرناکه. اون میله ها امن ترن. لطفا از اونا برو بالا

***

Sandbox: محل شن بازی

Do not take out the sands from the sandbox dear.

عزیزم شن ها رو از محل شن بازی بیرون نیار

***

Seesaw: الکلنگ

Lets sit you on the seesaw. Now we should wait for someone to come and sit on the other side. There she is . Now let me push you up and down. Then you go yourself.

بیا بشونمت روی الکلنگ. حالا باید صبر کنیم یکی بیاد بشینه اونطرفش. آها، یکی اومد. حالا بزار هلت بدم بالا و پایین. بقیه شو خودت برو

مونا منتها
کارشناس ارشد زبانشناسی

وبلاگ: http://raisingbilingualchild.niniweblog.com/post20.php

Eating Food

Eating Food

بسیاری از والدین فکر می کنند که با کودکی که هنوز صحبت نمی کند لازم نیست صحبت کنند و فقط او را پشت میز بنشانند و به او غذا بدهند. اما این کاملا اشتباه است. تا می توانید با کودکتان حرف بزنید هم محیط و فضای غذا خوردن را دوستانه وش اد می کنید و از حالت اجبار خارج می شود و هم هر چه کودک بیشتر لغت و واژه بشنود، زودتر فرا می گیرد:


Eating food: غذا خوردن

Drinking:نوشیدن

Feeding time: وقت غذا

It is feeding time honey. Today we have your favorite food, spaghetti and doogh which you like it so much.

 وقت غذاست عزیزم، امروز غذای مورد علاقت ماکارونی داریم و دوغ هم که خیلی دوسش داری


Plate: بشقاب

Fork:چنگال

Spoon:قاشق

Glass:لیوان

Bib:پیشبند

Food chair: صندلی غذا

Set the table: چیدن میز

Ok honey, let us set the table together. This is your plate, your spoon and fork. Here is your glass. Aha, now please sit on your food chair at the table. Now put on your bib, aha , very good honey

خب عزیزم حالا بیا میز رو با هم بچینیم. این بشقابت. اینم قاشق و چنگالت. اینم از لیوانت. حالا لطفا بشین رو صندلیت پشت میز. حالا پیشبندتو ببندیم، آها، مرسی عزیزم


Ok now I bring the food. It is a little hot. Below together to make it cool. Now you can eat honey. Do you want me to feed you or you want to eat it yourself my love?

خب حالا غذا رو بیارم. یکم داغه. با هم فوتش کنیم خنک بشه. حالا میتونی بخوریش عزیزم. میخوای من بهت غذا بدم یا خودت می خوری عشقم؟


Ok you finished your food. Enjoy it darling. Now let us take everything back to the kitchen and clean the table

خب عزیزم غذات تموم شد. نوش جونت. حالا بیا همه رو برگردونیم آشپرخونه و میز رو هم تمیز کنیم


Thank you so much honey. I love you

مرسی عزیزم. دوست دارم

مونا منتها
کارشناس ارشد زبانشناسی
مربی کودک

 http://raisingbilingualchild.niniweblog.com/post25.php:وبلاگ

To Feel Like

To Feel Like



to have the desire to/ to want to/ consider
This idiom is usually followed by a gerund (the -ing form of a verb used as a noun)
- I do not feel like studying tonight. let us go to a basketball game.
- I feel like taking a long walk. Would you like to go with me?

هوس کردن/ میل داشتن/ دوست داشتن
بعد از این اصطلاح معمولا اسم مصدر می آید.
- من امشب حوصله ردس خواندن ندارم. بیا به مسابقه بسکتبال برویم.
- میخواهم مسافت طولانی قدم بزنم. می خواهی با من بیایی؟
Once and for All

Once and for All



finally/ absolutely
- My daughter told her friend once and for all that she would not date him anymore.
- Once and for all, John has quit smoking cigarettes.

یکبار و برای همیشه/ برای بار آخر/ کاملا
- دخترم برای بار آخر به دوستش گفت که دیگر با او قرار نخواهد گذاشت.
- جان یکبار و برای همیشه سیگار کشیدن را کنار گذاشت.
To Hear From

To Hear From



to receive news or information from

to hear from is used for receiving a letter, telephone call, etc. from a person or organization
- I do not hear from my brother very often since he moved to Chicago.
- Have you heard from the company about that new job?

خبر داشتن/ مطلع بودن
این اصطلاح در مورد دریافت نامه، تماس تلفنی و غیره از طرف فرد یا سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.
- از زمانی که برادرم به شیکاگو رفت، خیلی وقت است از او خبر ندارم
- در مورد آن شغل جدید شرکت اطلاعات داری؟
To Hear of

To Hear of



to know about/ to be familiar with/ to consider

The second definition is always used in the negative
- When I asked for direction to Mill Street, the police officer said that she had never heard of it
- I tried to pay Uncle Byron for the movie ticket, but he would not hear of it

از کسی یا چیزی خبر داشتن/ آشنا بودن/ توجه کردن
تعریف دوم همیشه به صورت منفی به کار می رود
- وقتی در مورد مسیر خیابان میل از افسر پلیس سوال کردم گفت که اصلا آنجا را نمی شناسد.
- سعی کردم هزینه بلیط سینمای عمو بایرن را حساب کنم اما توجهی نکرد
To Make Fun of

To Make Fun of



to laugh at/ to joke about
- they are making fun of Carla new hair style. Dont you think that it is really strange?
- Do not make fun of Jose English. He is doing the best he can.

مسخره کردن/ دست انداختن
- آنها مدل موی جدید کارلا را مسخره کردند. فکر نمی کنی که این مدل مو واقعا عجیب است؟
- انگلیسی جوز را مسخره نکن. او بیشترین تلاشش را می کند.
To Come True

To Come True



to become reality/ to prove to be correct
- the weathermans forecast for todays weather certainly came true.
- Everything that the economists predicted about the increased cost of living has come true.

درست از آب درآمدن/ به حقیقت پیوستن
- پیش بینی هواشناس در مورد هوای امروز واقعا به حقیقت پیوست
- هر موردی که اقتصاددان ها در مورد افزایش هزینه های زندگی پیش بینی کردند، درست از آب در آمد.

نام کاربری   *
رمز عبور   *
   
برای ثبت نام در سایت اینجا را کلیک کنید.
برای ارسال گذرواژه فراموش شده اینجا را کلیک کنید.
کتاب های مربوط به کودک ، که راه کارها و جدیدترین متد آموزشی را برای کودکان ارائه می دهد و ...
ادامه مطلب

هر آنچه که کودک دلبنتدتان نیازمند آن است را در این سایت خواهید یافت؛ سی دی ها و اسباب بازی های آموزشی، محصولات شعر و موسیقی و ... ادامه مطلب


کلاس ها و کارگاه های آموزش دوزبانگی  ,ویژه کودکان و والدین ... ادامه مطلب