صحبت با کودک

چگونه با کودکمان صحبت کنیم؟



 

کلمات می‌توانند ذهن فرزندانتان را تغییر دهند. یاد بگیرید بهترین کلمات را استفاده کنید.

پدر یا مادر بودن یکی از سخت‌ترین و در عین‌حال معنادارترین کارهاست. متاسفانه، تصورات متداول در مورد طریقه بزرگ کردن بچه‌هایی مسئولیت
 ‌پذیر ممکن است منجر به ارتباط نادرست و بی‌تاثیر شود.

بعضی والدین از روش‌های اجازه دادن استفاده می‌کنند که زبان مستقل و حس تاثیرگذاری را از او می‌گیرد. بعضی والدین هم بیش از اندازه در اجازه دادن‌ها آسان می‌گیرند تا جایی که کودک محدودیت و کنترل فردی را یاد نمی‌گیرد.

تحقیقات نشان می‌دهد که هر دوی این روش‌ها در توانایی کودک برای تعدیل احساسات خود و ایجاد روابط سالم در بزرگسالی اخلال ایجاد می‌کند. بهترین روش تربیتی روشی عادلانه و محترمانه است که هدف آن به جای تسلیم کودک، یادگیری او باشد. شنیدن و احترام گذاشتن به احساسات کودک، دادن حق انتخاب به او و ایجاد محدودیت‌های مشخص و عادلانه درمورد رفتارهای غیرقابل‌قبول، تعادلی سالم ایجاد می‌کند.

تربیت کودکان کار بسیار دشواری است و همه ما گاهی اشتباهاتی را مرتکب می‌شویم. ارتباط صحیح با بچه‌ها نیازمند انرژی و زمان زیاد است. باید از احساسات و واکنش‌های خودکار خودمان آگاهی یافته و بتوانیم روشی درست‌تر و عاقلانه‌تر انتخاب کنیم. نشان دادن عواقب کار به بچه‌ها محدودیت‌ها را یاد می‌دهد و گوش دادن به حرف‌هایشان احترام گذاشتن را به آنها آموزش می‌دهد. باید از خودتان خوب مراقبت کنید تا بتوانید انرژی لازم برای تربیت بچه‌ها را داشته باشید. برای این منظور باید اولویت‌هایتان را دوباره بررسی کنید. بچه‌هایی که والدینی محترم، متعهد و پرانرژی دارند یاد می‌گیرند احساساتشان را به طور درست‌تری تعدیل کنند و در بزرگسالی روابط بهتری خواهند داشت.

 

۱. مسئله ها را زیاد توضیح ندهید؛

وقتی والدین بیش از اندازه به حرف زدن ادامه دهند، بچه‌ها دیگر گوش نمی‌کنند. محققان نشان داده‌اند که مغز انسان فقط می‌تواند در یک زمان چهار تکه اطلاعات یا ایده خاص در حافظه کوتاه‌مدت خود نگه دارد. این میزان برابر با۳۰ ثانیه یا دو جمله می‌باشد.

نمونه بی‌اثر:

«نمیدونم این ترم برای کلاس والیبال و باله‌ات چه باید بکنیم. مطمئناً نمیتونی هر دوی آنها را بروی چون کلاس والیبالت شنبه، دوشنبه و چهارشنبه ساعت ۴ است که بعد برای آماده شدن برای کلاس باله وقت کافی نداری مگر اینکه وسایل آن کلاس را هم از قبل جمع کنی و با خودت ببری و این یعنی لباس‌هایت باید جمعه شسته شوند….»

ایده‌های مختلف زیادی در این پیام وجود دارد که باعث گیج شدن کودک می‌شود و این باعث می‌شود دیگر به حرف‌های شما گوش ندهد. همچنین، لحن کلی این پیام منفی و مضطربانه است که باعث می‌شود کودک با استرس و تردید واکنش دهد. لازم نیست همه این اطلاعات یکدفعه به کودک داده شود. درعوض آن را به قسمت‌های مختلف تقسیم کنید تا قابل‌هضم‌تر باشد. قبل از اینکه موانع را عنوان کنید، اجازه دهید اول کودک اولویت‌های خود را مطرح کند.

نمونه موثر:

«اگر بخواهی این ترم، هم در کلاس والیبال هم باله شرکت کنی، مجبور می‌شوی که بلافاصله از یکی سر آن یکی بروی. بخاطر همین بهتر است بنشینیم و در این مورد تصمیم بگیریم.»

در این نمونه، مکالمه را به دو جمله محدود کرده‌اید و این باعث می‌شود درک آن برای کودک آسان‌تر باشد. درضمن هدف کلی را هم مطرح می‌کنید و در مرحله بعد تقاضا را مطرح می‌کنید (که بنشینید و درمورد موضوع حرف بزنید). و آخر اینکه میل خود به همکاری و در نظر داشتن نیازهای فرزندتان را نشان می‌دهید.

 

۲. غر نزنید و زیاد هشدار ندهید؛

اکثر والدین با عجله‌های اول صبح برای آماده کردن همه سر موقع، با ناهارها، لباس‌های ورزش، تکالیف امضا‌شده و از این قبیل آشنایی دارند. بچه‌ای که به نظر می‌رسد حواس‌پرت است و نمی‌تواند سر وقت حاضر شود می‌تواند یکی از سخت‌ترین چالش‌ها برای والدین پرمشغله باشد. خیلی از والدین احساس می‌کنند کنترل از دستشان خارج شده و ناامیدانه می‌خواهند با غر زدن و انتقاد کردن موقعیت را کنترل کنند. مشکلی که غر زدن دارد این است که با آن کار به بچه‌ها یاد می‌دهید که نادیده‌تان بگیرند زیرا می‌دانند که بارهای دیگر آن مسئله را یادآوری خواهید کرد. بااینکه بچه‌های کوچکتر نیاز به راهنمایی و کمک بیشتر دارند، والدین باید با بزرگ‌تر شدن بچه‌ها به آنها آزادی و مسئولیت بیشتری بدهند.

نمونه بی‌اثر (به یک بچه ۱۰ ساله):

«یک ساعت زودتر از خواب بیدارت می‌کنم چون هیچوقت سروقت حاضر نمی‌شوی. باید همین الان لباس‌هایت را بپوشی. تکالیفت را آماده کرده‌ای که امضا کنم؟»

۱۰ دقیقه بعد

«بهت گفتم آماده شو و هنوز داری وقت تلف می‌کنی؟ اگه تونستی کاری کنی که همه‌مان دیرمان شود؟ برو سریع دندانهاتو مسواک بزن و لباسهاتو بپوش.»

۱۰ دقیقه بعد

«تکالیفت کجاست؟ گفتم که بیار امضاشون کنم، هنوز لباس پوشیدنت را تموم نکردی؟ دیرمان می‌شود.»

و باز همینطور تکرار…

مادر این کودک مسئولیت زیادی را گردن می‌گیرد و غیرمستقیم با کودکی صحبت می‌کند که برای کنترل موقعیت به او اعتماد ندارد. این طریقه برخورد می‌تواند شدیداً منجر به بی‌اعتمادبه‌نفس و وابسته شدن کودک می‌شود. لحن او نیز بسیار منفی و پرخاشگرایانه است که موجب خشم و مقاومت کودک خواهد شد.

نمونه موثر:

«تا ۴۵ دقیقه دیگر از خانه خارج می‌شویم. اگر همه چیزهایی که لازم داری را آماده نکرده باشی، خودت باید برای معلم‌هایت توضیح دهی.»

این دستورات کوتاه است و انتظار مشخصی را با عاقبت انجام ندادن آن برای کودک مطرح می‌کند. با این روش به کودک اجازه داده می‌شود عواقب طبیعی رفتارهای خود را درک کند.


3. برای همراه ساختن کودک با خود او را مقصر و خجالت زده نکنید؛

یکی از بزرگترین درس‌هایی که بعنوان والدین  یاد می‌گیریم این است که بچه‌های کوچک به طور طبیعی برای نیازهای شما همدلی و ملاحظه ندارند. آنها به مرور با بزرگ‌تر شدن احساس همدلی پیدا می‌کنند. به همین دلیل است که انتظار اینکه آنها خودشان را جای شما بگذارند و همه چیز را از دید شما نگاه کنند منطقی نیست. اینکه نمی‌توانند این کار را بکنند به این معنی نیست که بچه‌ بدی هستند. فقط بچه هستند و روی لذت‌های لحظه‌ای و آزمایش کردن محدودیت‌هایشان برای اینکه یاد بگیرند چه چیز قابل‌قبول است تمرکز دارند. اکثر والدین آدم‌های پرمشغله‌ای هستند که چندین کار را در یک زمان انجام می‌‌دهند و گاهی فراموش می‌کنند که از خود مراقبت کنند. این وقتی به نظرشان برسد که بچه‌ها با آنها همکاری نمی‌کنند موجب خشمشان می‌شود. خیلی مهم است که قبل از اینکه این احساسات به بیرون نفوذ کند و ارتباط شما با فرزندتان را خراب کند، زمانی را برای ارتباط برقرار کردن با احساساتتان و آرام شدن بااستفاده از روش‌های تنفس عمیق و حرف زدن با خود اختصاص دهید.

نمونه بی‌اثر:

«چندین بار ازت خواستم که اسباب‌بازی‌هایت را مرتب کنی، ببین باز هم دور تا دور اتاق پر از اسباب‌بازی‌های توست. اصلاً نمی‌خواهی یکم توجه کنی؟ نمی‌بینی تمام روز سرپا بوده‌ام؟ حالا هم باید بیایم اسباب‌بازی‌های تو را جمع کنم و وقتم را هدر دهم؟ چرا اینقدر خودخواهی؟»

این مادر انرژی منفی زیادی ایجاد می‌کند. بااینکه همه ما می‌توانیم خستگی او را درک کنیم اما ارتباط او با فرزندش مقصرکننده و غیرمحترمانه است. «خودخواه» خواندن کودک شدیداً مخرب است. بچه‌ها این برچسب‌های منفی را به درونشان می‌ریزند و کم‌کم فکر می‌کنند که به اندازه کافی خوب نیستند. تحقیر کردن و مقصر کردن کودک مغز او را منفی خواهد کرد. باید به رفتار برچسب غیرقابل‌قبول بزنید اما باز فرزندتان را دوست‌داشتنی بخوانید.

نمونه موثر:

«می‌بینم که اسباب‌بازیها هنوز از روی زمین جمع نشده‌اند. این منو ناراحت می‌کنه. خیلی برام مهمه که خانه مرتب باشه که همه بتونیم راحت باشیم. همه اسباب‌بازی‌هایی که بیرون هستند باید بروند سرجایشان بخوابند. فردا صبح می‌تونی دوباره آنها رو بیرون بیاری.»

این مادر بدون عصبانیت یا مقصر جلوه دادن، احساسات و نیازهای خود را مستقیم مطرح کند و عاقبت بد سختی را هم برای رفتار فرزندش عنوان نمی‌کند و به او توضیح می‌دهد که فردا دوباره امتحان کرده و موفق شود. او هیچ انگیزه منفی را به کودک نمی‌چسباند یا به طریقی منفی به شخصیت او برچسب نمی‌زند.


4. به کودکتان خوب گوش دهید؛

همه ما دوست داریم فرزندمان به دیگران احترام بگذارد. بهترین راه برای این کار با الگوسازی رفتار محترمانه و ملاحظه‌کار در روابط خودمان است. این باعث می‌شود کودک ارزش احترام و همدلی را شناخته و به آنها مهارت‌های ارتباط صحیح را یاد می‌دهد. خیلی وقت‌ها گوش دادن بادقت برای والدین کار سخت‌تری است زیرا بچه‌ها معمولاً وسط حرف می‌پرند و ذهم ما هم پر از کارها و مسئولیت‌های زیادی است که باید انجام دهیم. در این مورد، اشکالی ندارد که به کودک بگوییم که الان نمی‌توانیم به حرف‌هایش گوش دهیم چون مشغول مثلاً آشپزی هستیم  اما ۱۰دقیقه دیگر پیش او می‌رویم که حرف‌هایش را بشنویم. خیلی بهتر است که زمان مشخصی را برای گوش دادن به حرف‌های او اختصاص دهیم تا اینکه بدون توجه کافی حرف‌هایش را بشنویم. البته یادتان باشد، صبر کردن زیاد هم برای بچه‌ها قابل‌تحمل نیست.

نمونه بی‌اثر:

واکنش مادری به فرزندش که برای او توضیح می‌دهد در فوتبال یک گل زده است.

(بدون ایجاد ارتباط چشمی) «چه خوب پسرم. حالا برو و با خواهرت بازی کن (زمزمه با خود) شعله گاز را چرا اینقدر زیاد کردم؟»

گوش دادن موثر شامل همه مسائل غیرکلامی مثل ایجاد ارتباط چشمی، نشان دادن فهمیدن با صورت و صدا و استفاده از کلمات مناسب برای منعکس کردن اینکه فهمیده‌ایم می‌شود. این مادر به فرزندش یاد می‌دهد که اذیتش نکند و اینکه چیزهایی که برای او مهم است برای مادر نیست. این باعث می‌شود کودک احساس تنهایی کند.

نمونه موثر:

واکنش مادر به کودکی که برای او توضیح می‌دهد در فوتبال یک گل زده است.

«وای گل زدی؟!! خیلی عالیه! من بهت افتخار می‌کنم. یک کم دیگه میام پیشت می‌خوام برام تعریف کنی!»

این مادر شوق و علاقه خود را نشان می‌دهد؛ و از کودک دعوت می‌کند که تعریف کند که چه اتفاقی افتاده است. او به طور موثری احساسات خود را نشان می‌دهد و به کودک کمک می‌کند درمورد واکنش‌های خود آگاهی پیدا کند. این نوع واکنش باعث می‌شود کودک تصور کند مهم و باارزش است و لیاقت توجه را دارد.

ویژگی های یک مهد کودک خوب

اگرچه نتایج تحقیقات، اثرات مهد کودک را بر روی رشد اجتماعی کودکان نشان می دهند، اما باید آگاه باشید که کودک خود را به هر مهدی نیز نسپارید. زیرا تحقیقات نشان دهنده اثرات منفی مهد کودک های کم کیفیت می باشند. در انتخاب مهد کودک برای فرزندتان به عوامل زیر توجه داشته باشید:


v    تعداد کودکان در هر محیط و فضا

v    نسبت تعداد مربیان به کودکان

v    تعویض کمتر مربیان و میزان تحیلات و آموزش آن ها

v    وسایل بازی و امکانات آموزشی

اگر نسبت تعداد مربیان به کودکان مناسب باشد، مربیان توجه بیشتری به کودکان نشان می دهند، به نیازهای آن ها حساس ترند و گیرایی کلامی بیشتری دارند و درنتیجه کودکان در آزمون های هوش و رشد اجتماعی عملکرد بهتری نشان می دهند.

صرف نظر از این که محیط خانوادگی کودک چه وضعیتی داشته باشد، مهد کودک های پر کیفیت، اثرات عاطفی و اجتماعی معینی دارند اما مهد کودک های کم کیفیت بر روی این جنبه های رشد، اثرات منفی دارند.

اگر به هر دلیلی از دسترسی به مهدی با کیفیت خوب محروم هستید، بهتر است خودتان نگهداری فرزندتان را بر عهده بگیرید.

«آموزش رفتار با کودک و نوجوان  انتشارات نوای دانش»

استفاده از پسنتانک


یکی از اشیا محبوب کودک که گاهی والدین را دچار نگرانی می کند، پستانک است. کودکی که بریا آرام کردن خود به این روش عادت کرده است، ممکن است انتظار داشته باشد پستانک همیشه در دسترس او باشد.


بعضی از خردسالان تمام روز پستانک در دهان، به این طرف و آن طرف می رود یا قبول نمی کنند که بدون شی محبوبشان بخوابند، ماشین سواری کنند یا حتی به قصه گوش دهند.

والدین گاهی نگران می شوند که استفاده از پستانک بر رشد دندان ها و فک کودک تاثیر بگذارد؛ اما احتمال آن در دو سالگی کم است. البته استفاده مدام از پستانک ممکن است مانعی در رشد اجتماعی و عاطفی کودک محسوب شود، بخصوص اگر زمانی که باید صحبت و احساسات خود را ابراز کند و پستانک مانع آن باشد.

کم کم والدین در میابند که دو سالگی برای محدود کردن کودک در استفاده از پستانک، زمان مناسبی است و استفاده از آن را می توان به زمان های خاصی مانند وقت استراحت، وقت خواب و زمان هایی که کودک بعد از یک روز خسته کننده، به رفع خستگی می چردازد، محدود کرد. بهتر است پستانک را در زمان های دیگر کنار گذاشت و اگر کودک به آرام کردن نیاز داشته باشد، به او توجه بیشتری کنید و او را بیشتر در آغوش بگیرید.

کلید رفتار با کودک/ انتشارات صابرین

بازی و زندگی

بازی و زندگی


یکی از مهمترین فرصت های یادگیری کودک، پنج سال اول زندگی اوست. تجربه های این دوره زندگی کودک به شدت متاثر از مطالبی است که او در این سال ها می آموزد. اگرچه بازی، بسیار ساده به نظر می رسد، اما می تواند مفاهیم بسیاری را به کودک بیاموزد.

تحقیقات نشان می دهند، با مطالعه ژن ها می توان به چگونگی تحول و تکامل مغز دست یافت. به هر حال، محیط زندگی کودک، پیچیدگی و مهارت مغز او را تعیین می کند. زمانی که کودک شعری می خواند، به داستانی گوش می دهد یا بازی می کند، یک سیناپس جدید در مغزش شکل می گیرد و هوش کودک تحول و افزایش می یابد.

کودک با حرف زدن، لمس کردن، شنیدن و گوش دادن و دیدن دنیای اطراف خود یاد می گیرد. بنابراین باید هرچه زودتر او را با خواندن، شنیدن، صحبت کردن، خواندن شعر و سرود درباره مردم و مسائل مختلف و اشیا و فعالیت هایی که برای او جالب، آشنا و مهم است، درگیر کرد.

در این میان، به دلیل وجود سیناپس های مغز که بیشترین تعداد را در همین پنج سال اول زندگی کودک دارند، و همچنین به دلیل توانایی ذاتی مغز برای فراگیری زبان در سال های اولیه پس از تولد، قرار دادن کودک در محیط دوزبانه و آشنایی او از ابتدا با زبان دوم که در کشور ما زبان انگلیسی است، بسیار ارزشمند بوده و برای هموار کردن یادگیری زبان دوم در سال های آینده، کمک شایانی به کودک خواهد کرد.

مهمترین کار، بازی کردن با کودک است. خلاقیت، بیان خود و کشف کردن را در کودک ترغیب کنید. در مدت کوتاهی در می یابید زمانی را که با کودک صرف می نمایید، برای هر دوی شما، چه در حال و چه برای آینده، ارزشمند و مفید خواهد بود

وبلاگ:
http://waterlilychildhouse.blogfa.com/post/3

به کودک خود بسیار محبت کنید


به کودک خود بسیار محبت کنید؛ اما نه بیش از حد!


مولف: مونا منتها

کودکانی که خود را دوست دارند، دوست دارند رفتار شایسته داشته باشند. ما به عنوان والدین، نه می خواهیم که یک دیکتاتور باشیم و نه یک عروسک خیمه شب بازی. برای رسیدن به این هدف باید والدین، یک دقیقه ای باشیم. یعنی رفتارمان با کودک، یک دقیقه ای باشد.

-          تحسین یک دقیقه ای                               

-          سرزنش یک دقیقه ای

زمانی که کودکتان کار شایسته ای انجام می دهد، او را تشویق کنید؛ و حتما بایستی این کار را انجام دهید. اما اگر می خواهید که او را لوس نکنید، بایستی تحسین کوتاهی باشد. نوازشش کنید، او را ببوسید و از انجام کار خوبش تشکر کنید.

در زمان انجام کار اشتباه نیز، هم بایستی او را سرزنش کنید؛ اما این سرزنش نیز بایستی بسیار کوتاه باشد. این که به چشمان او نگاه کنید، کنارش بنشینید و بگویید: «کار خیلی بدی کردی. دوستت را زدی، برای همین دیگر نمی توانی بازی کنی». کودک مسلما اعتراض خواهد کرد؛ شاید جیغ و داد کند. اما به او توجهی نکنید تا گریه ها و فریادهایش تمام شود. سپس نزد او بروید، در آغوشش بگیرید و بگویید: «حالا که آرام شدی می توانی دوباره بازی کنی».

این راه کار در اوایل بسیار سخت است زیرا گریه و داد کودکتان احتمالا بسیار طولانی خواهد بود. اما هر دفعه مطمئن باشید که کوتاهتر از زمان قبل خواهد شد و او یاد خواهد گرفت که اگر کار اشتباهی انجام دهد، باید تاوانش را بدهد و اگر آن را سریع تر بپذبرد، سریع تر به خواسته خوب خود خواهد رسید.

فراموش نکنید هرگز به کودکتان نگویید: «بچه بدی هستی» ما کودک بد نداریم. کودک همیشه خوب است. اما کار خوب و بد داریم. به او بگویید «کار بدی انجام دادی دختر خوبم» یا «آفرین پسر خوبم کار خیلی خوبی انجام دادی».

این را هم همیشه در نظر داشته باشید که برای داشتن کودکی که در آینده مسائل و معضلات جنسیتی نداشته باشد، از کودکی، تمایز بین جنسیت برایش قائل نشویم. به این معنا که نگوییم: «چرا گریه می کنی؟ پسرها که گریه نمی کنند!» یا «چرا دوستت را زدی؟ دخترها که کسی رو نمی زنند!».

این تمایزهای جنسیتی هم در آینده باعث می شود که کودک خودش را با دیگر کودکان متفاوت ببیند و هم این که نتواند احساسات خود را به خوبی بروز دهد. کودک یک انسان است. زمانی که ناراحت است باید گریه کند، و زمانی که خشمگین است، ممکن است ناخودآگاه به کسی صدمه بزند. این مسئله به جنسیت ربطی ندارد. او را درک کنید و کمکش کنید تا احساساتش را بشناسد و بتواند به طرز مناسب بروزشان دهد.

پدر و مادر هر دو همراه هم

 

پدر و مادر، هر دو همراهِ هم در ارتباط با کودک

اگر کودک بخواهدکه همیشه مادر به مراقبت از او بپردازد و دخالت پدر را رد کند، ممکن است باری که بر دوش مادر است بیش از حد سنگین شود. بعضی از کودکان، برعکس، پدر را به مادر ترجیح می دهند و هنگامی که مادر تلاش می کند از آن ها مراقبت کند یا با آن ها بازی کند، او را پس می زنند. اگر مادر بیرون از خانه شاغل هم باشد، ممکن است فکر کند به علت غیبت های طولانی، فرزندش دیگر او را نمی خواهد.

اینگونه طرد شدن ها، برای هر دو والدین بسیار خطرناک است و والدی که رابطه کودک با او خوب است، بایستی به بهتر شدن روابط کودک با والد دیگر کمک کند.

بهترین رویکردی که می توانید انتخاب کنید، این است که بپذیرید وقتی هر دو والد حضور دارند، والد منتخب، نقش فعال تر را بر عهده بگیرد و والد دیگر به هر ترتیبی که می تواند به والد منتخب کمک کند.

در عین حال والد منتخب بایستی تلاش کند کودک را به طور منظم با والد دیگر تنها بگذارد؛ حتی اگر کودک اعتراض کند. به این ترتیب، کودک و والدی که پس رانده می شود، فرصتی پیدا می کنند تا با هم رابطه خوبی ایجاد کنند

خواب کودک


بعضی از بچه ها در طول شب خوب می خوابند، اما در وقت خواب نیاز دارند که مادر نزدشان بماند تا به آن هاکمک کند به خواب بروند
.


اگر فکر می کنید فرزند دوساله تان برای راحت خوابیدن چنین عادتی دارد می توانید به تدریج کمک خود را به او کم کنید تا الگویش تغییر کند و به تنهایی به خواب برود. نقطه آغاز این است که الگوی فعلی را کنار بگذارید؛ یعنی دیگر او را بغل نکنید، تکان ندهید یا کنارش نخوابید.

به عنوان مثال در قدم اول می توانید کنار تخت او روی زمین یا صندلی بنشینید تا خوابش ببرد. کودکتان احتمالا مخالفت خواهد کرد. هر چند شب یک بار فاصله تان را کمی بیشتر کنید تا وقتی که بیرون از در اتاق او بنشینید.

اگر فرزندتان در طول شب بیدار شد نزد او بروید اما همان جایی بنشینید که در وقت خوابش مینشستید. برای اینکه به تدریج خود را عقب بکشید باید چند هفته به سختی تلاش کنید. فرزندتان بالاخره می آموزد به تنهایی بخوابد و وقتی بیدار شد مجددا به خواب برود.

کودک را همانند کودک ببینید

کودک را همانند کودک ببینید





کودکتان را همانند یک کودک ببینید؛ گاهی اوقات بسیاری از ما فراموش میکنیم که کودکمان چند ساله است و از او انتظار رفتار کودکان بزرگ تر را داریم. کودکان عاشق کشف موارد جدید هستند و این مسئله با روزمرگی های ما کاملا در تناقض است. مراقب باشیم آن ها را سرکوب نکنیم. بگذاریم به کشف دینای اطرافشان بپردازند. اگر مسئله یا وسیله ای هست که نمی خواهید کودکتان به کشف آن بپردازد، قبل از ن که آن را ببیند، از دسترسش دور کنید نه اینکه او را در حین انجام خلاقیتهای ذاتیش مواخذه کنید و سرکوبش سازید. به کودک اجازه دهید تا جایی که می خواهد رشد کند. تنها مراقبش باشید تا به خودش آسیبی نرساند

مونا منتها
مربی کودک
کودک را با دیگر کودکان مقایسه نکنید

کودک را با دیگر کودکان مقایسه نکنید


هر کودکی توانایی های ذاتی و فردی خود را دارد. بسیار خوب است که به دنبال پیشرفت هرچه بیشتر فرزندتان در زمینه های مختلف باشید، اما هرگز او را با دیگر کودکان مقایسه نکنید.
حتی زمانی که کودکان به دنیا می آید، اولین پرسش از شما این است که وزن کودکتان در هنگام تولد چقدر بوده است و سپس با دیگر کودکان مقایسه اش می کنند. به این صحبت ها توجهی نکنید و نه خوشحال شوید و نه ناراحت. اما نکته مهم این است که باید صحبت های دیگران در این مورد را کنترل کنید مخصوصا زمانی که کودکان بزرگتر می شود.

به عنوان مثال با ماردهای دیگر در حال صحبت هستید و یکی می گوید خدا را شکر کودک من شبها خوب میخوابد و شما می گویید: نه سارا اصلا خوب نمی خوابد. مدام بیدار می شود و گریه می کند. 
و کودک شما در حال شنیدن این موضع است.
حتی اگر کودک اولی نیز بد می خوابید و شما برای تایید حرفهای دوستتان این موضوع را گفتید باز هم تاثیر منفی زیادی بر روی ک.ودکتان خواهد داشت.
راه افتادن بجه ها، زبان باز کردن آن ها، درس خواندنشان، علایقشان و همه و همه این ها با هم متفاوت است و هر کودکی را باید نسبت به خودش مقایسه کرد.

نکته مهم دیگر این است که هرگز خصلت های کودکتان که مناسب نیست را پیش او تکرار نکنید. اگر می خواهید از کسی مشاوره بگیرید زمانی با او حرف بزنید که کوتان کنارتان نیست یا نمی شوند. اما خصلت های خوب کودکتان را در مقابلش بریا دیگران زیاد بگویید:
دختر من خیلی خوب شیر می خوره. - سارا شبها خوب می خوابه - اینقدر خوب با هم مسواک  می زنیم البته بعضی شبها خیلی حوصله نداره و نمیدونی بعضی شبها چقدر عالی مسواک میزنه - پسر من خیلی با دوستاش خوب بازی میکنه حتی اگه اونا اذیتش کنن از خودش خوب دفاع میکنه اما به مسی آسیب نمیزنه

و...

مونا منتها
مربی کودک
یادگیری در کودک

یادگیری کودک
از لحاظ روانشناختی

در سه سال اول زندگی کودک مسئله یادگیری بر مبنای یکی از موارد زیر است:


1- شرطی شدن: مثلا سرفه بلند کسی کودک را می ترساند، از این پس او ممکن است از آن شخص بترسد و وقتی او را می بیند گریه کند. یا مثلا بوق بلند ماشین او را می ترساند، از آن پس او در حین سوار شدن ماشین گریه می کند.

2- همانندسازی کردن: در مورد مسائل سخت، کودک همانندسازی می کند و از این پس در موارد مشابه به جای مراجعه به خودش به آن خاطره رجوع می کند. مثلا کودک در خانه می بیند که پدر از سرکار می آید و خسته است و درخواست خوردن چای می کند تا خستگی اش در برود. کودک در حال حاضر معنای خستگی را نمی داند اما در ذهنش همانند سازی می کند که از این پس اولین کاری که پس از آمدن به خانه باید انجام داد خوردن چای است.

3- نتیجه گیری کردن: کودک در سال های اولیه زندگیش نمی تواند همانند بزرگسالان فکر کند اما از تجربیانتی که از محیطش دریافت می کند، به نتیجه می رسد و آن را برای مدت ها و شاید برایش همیشه در ذهنش حفظ می کند. مثلا مادر از سوسک می ترسد، کودک هم نتیجه می گیرد که آن موجود موجودی بد است و همان عکس العمل مادر را در مقابل آن انجام می دهد و آن را برای تمام عمرش نگه می دارد.

4- واکنش نشان دادن: کودک به شرایط اوضاع پاسخ نمی دهد بلکه آن چه را که از قبل در ذهنش آماده شده است به صورت واکنش نشان می دهد. یعنی اوضاع را نمی تواند تجزیه تحلیل کند که در هر جا، یک پاسخ خاص بدهد. مثلا یکی از افراد کودک نتوانسته با او رابطه خوبی برقرا کند و کودک در ذهنش مانده است که این شخص با او خیلی مهربان رفتار نکرده است، اگر روزی آن شخص برایش هدیه ای بخرد، کودک نمی تواند تجزیه و تحلیل کند که اکنون آن شخص می خواهد رابطه اش را با کودک بهتر کند، و تنها همان واکنش قبلی که از دیدن او نشان می داد را دوباره نشان خواهد داد.

پس مراقب رفتارهایمان باشیم. چرا که ضمیر ناخودآگاه که مهمترین عامل و سنگ بنای زندگی انسان است بر اساس واکنش ها و رفتارهای ما و اطرافیان در کودک شکل می گیرد و برای همیشه زندگی و شخصیت او را می سازد.

مونا منتها
مربی کودک
30 مهر 1392

وبلاگ: http://raisingbilingualchild.niniweblog.com/post27.php

ناخن جویدن کودک

چرا کودک ناخن می جود و چگونه با آن رفتار کنیم؟


بسیاری از والدین زمانی که می بینند فرزندشان در حال جویدن ناخن هایش است ناراحت، آزرده و خشمگین می شوند و مدام به او تذکر می دهند که «ما نگران سلامتی و بهداشت تو هستیم و نمی خواهیم در آینده انگشتانی زشت داشته باشی.» بیشتر آنان بر این باورند که کودکانی که ناخن می جوند، دچار فشار عصبی و اضطراب شده اند و سعی دارند با این عمل خود تشویش و دلهره خود را کاهش دهند. آنها همچنین نگران این موضوع هستند که این رفتار در کودکانشان به صورت عادتی درآید که در آینده به سختی بتوانند آن را ترک کنند. منظور از عادت، رفتاری مقاوم شده است که بارها و بارها تکرار می شود.
یک عادت ممکن است گاه به عنوان یک سرگرمی و گاه راهی برای رهایی از اضطراب های روزانه کودک انتخاب شود. اغلب کودکان و نوجوانان طی دوران رشد خود، عادات و رفتارهای گوناگونی را تجربه می کنند که مورد تایید والدین و اطرافیان شان نیست؛ مثل مکیدن شست، انگشت در بینی کردن، مو تاب دادن و چرخیدن های متوالی در اتاق. آنان این عادات را کاملاً غیر ارادی و ناخودآگاهانه انجام می دهند و به هیچ وجه قصدشان آزردن و برانگیختن دیگران نیست. در این گونه موارد انتخاب شیوه مقابله و رویارویی با آن مشکل از اهمیت ویژه یی برخوردار است زیرا می تواند تاثیر زیادی بر روند درمان یا وخیم تر شدن اوضاع بگذارد.
 چرا دست کودکی به سمت دهانش بالا می رود؟
 گروهی از پزشکان بر این باورند که همیشه علت خاصی برای عادات گوناگون وجود ندارد، بلکه گاهی آنها رفتارهای آموخته شده یی هستند که تنها پیامدهای مثبت و خوشایندی برای کودک (یا نوجوان) داشته اند. برای مثال، می توانید زمانی که دست فرزندتان به سوی دهانش بالا می رود، دقت کنید و محرک هایی را که موجب این عمل در کودک شده است بهتر ارزیابی کنید. شاید او در همان لحظه به کاری که باید انجام دهد و برایش مشکل است، فکر می کند. می توانید خیلی ملایم از او بپرسید آیا می داند دستش را به دهان برده است؟ از جمله دلایل رایجی که موجب ناخن جویدن در کودکان و نوجوانان می شود، آن است که درصدد کاستن از فشارهای عصبی و تنش های روزانه خود هستند.
جویدن ناخن معمولا به‌دنبال وقایعی که می‌توانند منشأ اضطراب کودک باشند، بروز می‌کند. وقایعی چون: تولد یک برادر (ورود یک نوزاد به خانواده)، ورود به مدرسه و آغاز سال تحصیلی و یا جدایی والدین.
کودکی که ناخن‌هایش را می‌جود، کودکی مضطرب، کمرو و نسبتا درونگراست که برای کنترل اضطرابی که در اثر واقعه‌ای استرس‌زا در او ایجاد شده و نمی‌تواند به‌گونه‌ای دیگر اضطرابش را اداره کند، این رفتار را از خود نشان می‌دهد.
جویدن ناخن‌ها تنها روشی برای تخلیه اضطرابی است که در پشت آن چیزی عمیق‌تر را پنهان می‌کند؛ چیزی مثل خشمی فروخورده، عدم‌اطمینان یا نیاز به آرام کردن خود؛ اندکی شبیه مکیدن شست که نوزاد نمی‌تواند از مکیدن آن امتناع کند، با این تفاوت که به جای آنکه خشمش را بیرون بریزد یا آن ‌را بروز دهد، با جویدن انگشتانش خشمش را در خود نگه می‌دارد.
آنها از این طریق سعی می کنند با هیجانات و بحران های عاطفی درونی شان به مقابله برخیزند. از این رو گروهی از روانشناسان بر این باورند که نفس «جویدن ناخن» عادتی زشت و ناپسند نیست، بلکه تنها مفری برای رهایی از تنش و استرس در کودک است.
تعداد دفعات، شدت و مدت زمان این رفتار از عواملی هستند که باید زمانی که کودک ناخنش را می‌جود به آنها توجه داشت. در حقیقت، گاهی پیش می‌آید که کودکان فقط در یک دوره زمانی این رفتار را از خود نشان می‌دهند که دقیقا به‌مدت زمانی که واقعه‌ای استرس‌زا آنان را تحت‌تأثیر قرار داده است، مربوط می‌شود. اما همچنین ممکن است اگرچه واقعه استرس‌زا ناپدید شود، عمل جویدن ناخن‌ها همچنان باقی بماند و هر بار که کودک با موقعیت خاصی روبرو می‌شود، به‌طور خودکار این عمل را انجام ‌دهد.
 راه کارهای عملی  برای درمان
** برای کمک به این کودکان می توان از ناخن آسیب دیده تصویری تهیه کرد و وضعیت آن را با ناخن سالم مقایسه کرد. همچنین هنگامی که کودک مشغول جویدن ناخن است بدون این که متوجه شود، از او فیلم تهیه کنید و سپس برای او به نمایش بگذارید. احتمال دارد با مشاهده فیلم به خود بیاید و این عادت را کنار بگذارد.
** قرار دادن آیینه جلوی کودک او را متوجه این عادت ناپسند می کند. کودک را تشویق کنید در مجلات، تصویر دست های زیبا را جست وجو کند یا روی کتاب یا آینه بچسباند تا مرتب تصویر این دست ها را با دست های خود مقایسه کند.
** اقدام دیگری که در این زمینه مفید است، شناسایی مکان و زمانی است که این رفتارها در او بیشتر می شود.
به عنوان مثال، شاید کودک با ایجاد موقعیت های خاص به ناخن جویدن می پردازد. این حالت را که در او استرس ایجاد می کند شناسایی و کاری کنید که در موقعیت های استرس زا قرار نگیرد. اگر کودک هنگام تماشای برنامه تلویزیونی ناخن می جود، شیئی به دست او بدهید تا سرش گرم شود. به مکان هایی که این عادت کودک زیاد می شود نیز دقت کنید تا علت این اختلال را بفهمید. هنگامی که این عادت کم شد، با تعیین پاداش، این رفتار خوب او را تقویت کنید. به عنوان مثال، برای تشویق هر بار ناخن نجویدن ستاره ای به جدول برنامه های روزانه او اضافه کنید و به ازای هر 10 ستاره به او هدیه دهید. اگر فرزند شما دختر است به او لاک یا دستکش هدیه کنید تا با استفاده از آن جویدن ناخن را فراموش کند. اگر پسر است به او ناخن گیر یا ذره بین بدهید تا با استفاده از آن به آسیبی که به ناخن و اطراف آن رسانده است، توجه کند و ناخن های خود را کوتاه کند. در صورت آسیب رسیدن به دندان های کودک به دندان پزشک مراجعه کنید. اگر این عادت با اضطراب شدید همراه باشد، حتما از متخصصان بهداشت روان کمک بگیرید. گاهی رفتار والدین یا اطرافیان، زمینه اضطراب کودک را زیاد می کند.
 تأثیر رفتار والدین بر ناخن جویدن کودکان
متخصصان علاوه بر بررسی رفتار کودک، بر رفتار والدین او نیز تمرکز می کنند. زیرا عامل اصلی این رفتار، ممکن است عملکرد والدین و اطرافیان باشد. متخصص در این شرایط به والدین کمک می کند تا رفتار و واکنش خود را نسبت به کودک سنجیده تر کنند تا اضطرابی به کودک وارد نشود. کودک با ناخن جویدن به نحوه رفتار والدین یا اطرافیان با او واکنش نشان می دهد؛ در این زمینه والدین باید سعی کنند ناراحتی و مشکلات ناشی از مشغله های کاری خود را به منزل منتقل نکنند.
از جمله روش هایی که یک روان شناس می تواند برای برطرف کردن این مشکل کودک از آن استفاده کند، روش های خاص ریلکسیشن است. اگر به علت بالا بودن استرس کودک، این روش درمانی نیز جواب ندهد، پزشک داروهایی را تجویز می کند تا اضطراب کودک کمتر شود.
لاک های با طعم تلخ که برای مقابله با ناخن جویدن از آن استفاده می شود، چندان موثر نیست و توصیه نمی شود. والدین نباید به این عادت فرزند خود واکنش نشان دهند زیرا در برخی موارد ناخن جویدن روشی برای جلب توجه دیگران است و عکس العمل والدین همان توجهی است که کودک خواستار آن است. در مورد این عادت با او صحبت کنید اما درباره رفتارش قضاوت نکنید.صحبت با او درباره ناخن جویدن نباید باعث افزایش اضطراب وی شود. به او بگویید که این مشکل را با کمک او حل خواهید کرد.

weblog: http://raisingbilingualchild.niniweblog.com/post28.php
منبع: khorasannews.com

قدرت کلمات

قدرت کلمات

 

پدرها و مادرهای دوست داشتنی مربی های مهربون ، قدرت کلمات رو جدی بگیریم .

کلمات تاثیر شگرفی روی ضمیر ناخوداگاه ما و فرشته های کوچکمان داره . ناخودآگاه مثل یه چراغ جادو می مونه ، کاری نداره که شما چی ازش می خواید ، خوب یا بد ، اون چیزی رو که می گین بهتون می ده .

کلماتی که با همدیگه تو خونه تو محیط مهد با بچه ها به کار می بریم روی اعتماد به نفسشون ، قدرت یادگیریشون ، احساساتشون و خیلی چیزهای دیگه تاثیر می زاره .

برای همگیمون پیش اومده که بچه ها به دلایل سنی و محیط اطرافشون دائم بالا و پائین می پرند و در حین بازی کردن جیغ می کشند ، وقتی به فرزندمان می گوئیم عزیزم میشه جیغ نزنی ، ضمیرناخودآگاه فرزندمون داره جیغ زدن رو دریافت می کنه و با این گونه کلمات بر روی ضمیرناخوداگاهشون تاثیر منفی می زاریم ، در این گونه موارد بهتره بگیم میشه آرام باشی .قشنگتره نه ؟!

در اصل ما با بیان کردن کلمه جیغ زدن باعث می شیم که ضمیر ناخودآگاه کودکمان بر روی جیغ زدن متمرکز بشه . با وجود اینکه منظور کلیه ما اینه که سر و صدا نکنه .

پیشنهاد می کنیم در صحبت با یکدیگر ، مخصوصاً فرزندمان از کلمات مثبت استفاده کنیم .

چند نمونه :

به جای " این کارت زشته " بگوئیم " این کارت قشنگ نیست "

به جای " دروغ نگو" بگوئیم " راست می گی ؟ یا راستی ؟"

به جای " چرا اذیت می کنی" به گوئیم " با این کارت چه لذتی می بری؟"

به جای "از این کارت بدم میاد" بگوئیم " این کارت رو دوست دارم "

به جای " عزیزم شلوغ نکن" به گوئیم " عزیزم ف آروم باش"

و خیلی از مکالمات روز مره دیگر .

با کمی دقت در گفتارمون می تونیم از کلمات و واژگان بهتری استفاده کنیم .

شاد و سرافراز باشید

مونا منتها
مربی کودک
پرورش کودک دوزبانه

10 آذر 92

مسائل جنسی کودک

نکته های مهم درباره مسائل جنسی کودک

در سال های اولیه زندگی کودک، ایجاد رابطه صمیمی عاطفی، یکی از مهمترین وظایف والدین است. از بدو تولد تا حدود 6 سالگی فرصت دارید با محبت و عشقی که به کودک نشان می دهید، حمایت عاطفی را در وجودش نهادینه کنید و رفتاری داشته باشید که او به شما اعتماد کند. اعتماد، سرچشمه صحبت کودک با شماست. از زمانی که کودک حرف زدنش کامل می شود دیگر آغاز بیان سوالات ذهنی اوست و متوجه حرفهای شما هم می شود. شما هم از همان روزهای اول زندگی کودک آموزش مسائل جنسی تان را آغاز کرده اید. رفتارهای ما، خواسته یا ناخواسته، در نحوه برخورد با این موارد معنا پیدا می کند :

تماس بدنی و ناز و نوازش

نیازهای غذایی کودک

کنجکاوی کودک درباره بدنش

دکتربازی

نوع نگرش ما در تعیین نقش های جنسیتی برای دختر یا پسر

پرسش ها و ترس های کودکان در ارتباط با مسائل جنسی و جسمی

یعنی اینکه چگونه با کودکتان برخورد می کنید، چگونه نیازهای عاطفی و جسمی اش را برآورده می کنید؛ چگونه با او بازی می کنید، چگونه تشویقش می کنید، چگونه تنبیهش می کنید، و همه موارد این چنینی در تربیت جنسی کودک تاثیرگذار است .

کودک در حال شناسایی خودش و محیط اطرافش هست. اینکه ما چگونه به نیازهایش پاسخ مثبت می دهیم، این امکان را براش فراهم می کنیم که او هم خودش را تایید کند. اینکه خودش را دوست داشته باشد، بداند بدنش بی نظیر است، احساسات جسمی من فوق العاده هستند و بداند باید این نیازها رو داشته باشد .

خیلی زمانها می شنویم که برخی از کودکان از مدفوع کردن می ترسند یا دوست ندارند مدفوع خودشان را ببینند. واقعا فکر می کنید همینطوری یک کودک به این حس میرسد؟؟؟ این امکان ندارد. مطمئن باشید شما رفتاری کرده اید که کودک به این حس رسیده است. شاید حواستان نبوده اما این شما بودید که باعث شدید کودکتان در مورد یکی از مواردی که مربوط به خودش و بدنش هست، حس خوبی نداشته باشد .

باید طوری با کودک رفتار کنید که خودش را دوست داشته باشد و به شما هم اعتماد پیدا کند.

کودک تغییرات فیزیکی را به مرور زمان یاد می گیرد. ابندا به صورت تغییراتی در حس لامسه اش ظاهر میشود، بعد در حرکات و میمیک صورتش، ایما و اشاره بعد درآوردن سر و صدا از خودش و بعدها هم از راه تحولات زبانی. این تحولات مثل خاک حاصلخیزی هستند که اعتماد به نفس کودک در اینها رشد می کند و کودک برای ایجاد و پرورش شخصیتش به اعتماد به نفس نیاز دارد. و این اعتماد به نفس مبنا و نیاز یادگیری مسائل جنسی است. اینکه حد و مرز وجودی اش را بشناسد و بفهمد زمانی که حد و مرزهایش مورد تعارض قرار گرفت باید از خودش دفاع کند .

زمانی که کودک شما اسباب بازیش را دوستانش از او می گیرند و او حرفی نمی زند، چطور انتظار دارید که زمانی که کسی او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار داد به شما بگوید؟؟؟

اعتماد به نفس باعث می شود کودک جسارت سوال پرسید را پیدا کند و بتواند از شما در مورد مسائلی که در ذهنش در حال رشد و پرورش است سوال کند و جواب بخواهد. حتما پاسخ بدهید و سعی کنید پاسخ هایتان در اندازه درک و فهم کودک باشد .

یک کودک سه ساله به اندام جنسیش دست میزند و می پرسد مامان جونم این چیه؟ کدوم جواب رو بهتر میبینید؟

1-  دست نزن عزیزم. آدم به اونجاش که دست نمیزنه. دستت کثیفه کثیفش می کنی. اونجا خیلی حساسه. (مطمئن باشید بیشتر با این پاسخ تحریک میشود که مدام دست بزند)

2- خوشگلم بالاخره پیداش کردی! دماغت کو مامان؟ آفرین. چشمت کو؟ آفرین. اینم مثل دماغ و چشم و دهن یه تیکه ای از بدنمونه. ببین چقدر ما تیکه های زیادی داریم. دستات رو ببر بالا. هورااااااا. ولی عزیزم یه جاهایی از بدنمون فقط و فقط مال خود ماست. نه کسی باید ببینه نه کسی باید بهش دست بزنه/ چرا مامان؟ / مثل اون خرس مهربون که خیلی دوسش داری هروقت سارا میخواد دست بزنه ناراحت نمیشی مگه؟ / چرا اصلا دوست ندارم سارا رو هی میاد اینو ازم میگیره/ خب عزیز دلم ایندفعه اومد باهاش دعوا نکن ولی بگو خرسمو بهت نمیدم. این خوشگله هم مثل خرس مهربونته. مال خود خودته. نباید بزاری کسی بهش دست بزنه ...

پس اولین نکته مهم اینه که کودکتون رو با اعتماد به نفس بالا پرورش بدهید، مستقل بارش بیاورید و به او  نه گفتن را یاد بدهید. در آن زمان است که می توانید امیدوار باشید که در مورد مسائل حنسی هم میتواند از عهده خودش بر بیاد.

مونا منتها

کارشناس ارشد زبانشناسی

مربی کودک

17/3/93


نام کاربری   *
رمز عبور   *
   
برای ثبت نام در سایت اینجا را کلیک کنید.
برای ارسال گذرواژه فراموش شده اینجا را کلیک کنید.
کتاب های مربوط به کودک ، که راه کارها و جدیدترین متد آموزشی را برای کودکان ارائه می دهد و ...
ادامه مطلب

هر آنچه که کودک دلبنتدتان نیازمند آن است را در این سایت خواهید یافت؛ سی دی ها و اسباب بازی های آموزشی، محصولات شعر و موسیقی و ... ادامه مطلب


کلاس ها و کارگاه های آموزش دوزبانگی  ,ویژه کودکان و والدین ... ادامه مطلب